المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
76
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ساروغ بن ارعوا بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك بن متوشلخ بن اخنوخ بن يرد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم بوده و با يمانيان در عابر مشترك است . بيشتر نسب شناسان و مطلعان يمانى بر اينند كه اول كسى كه به عربى سخن گفت يعرب بن قحطان بود و اين زبان را عربى گفتند كه معانى را تعريب يعنى توضيح مىكند . زبان قحطان عربى نبود ، بلكه وى به زبان قديم ، زبان سام بن نوح و ديگران سخن مىگفت ، اسماعيل بن ابراهيم نيز كه با هاجر در مكه بود و ميان عماليق ، فرزندان عملاق بن لاود بن ارم بن سام بن نوح و جرهميان نشو و نما يافت به زبان عربى سخن گفت . و نيز ما بين نزاريان كه فرزندان اسماعيل بن ابراهيمند با اسرائيليان كه فرزندان اسحاق بن ابراهيمند خلاف نيست كه ابراهيم و اسحاق پسرش عرب زبان نبودند و اسماعيل اول كسى از اين خاندان بود كه به عربى سخن گفت . و ما بين جماعت نزارى و يمانى خلاف نيست كه هود و صالح عرب بودهاند و سوى عاد و ثمود مبعوث شدهاند و پيش از ابراهيم خليل بودهاند و گرچه يادشان در تورات نيست . مسعودى گويد : جمعى از اخباريان و نسب شناسان قديم يمانى بر اين رفتهاند كه پس از عاد ملك به يقطن يعنى قحطان بن عابر رسيد و گفتهء علقمهء ذى جدن را شاهد آوردهاند كه گويد : « ملك قحطان همان ملك عاد است و حوادث آنها را نابود خواهد كرد » . به نظر بعضى از آنها نيز قحطان پسر هود بن عبد الله خلود بن عاد بن عوض بن ارم بن سام بن نوح بوده است و نام وى در تورات جبار بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح است ، و بر اين معنى گفتهء شاعر را شاهد آوردهاند كه گويد : « پدر قحطان